السيد الخميني
89
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى )
مواد خارجيهء غير خالص است ، ولى آتش جهنم خالص و بى خلط و جوهر قائم بالذات حىّ مريدى است كه از روى شعور اهل خود را مىسوزاند ، و به هر قدر كه مأمور است فشار به اهل خود مىآورد . در وصفش شنيدى فرمودهء صادق مصدّق جبرئيل امين را . قرآن خدا و اخبار انبيا پر است از وصف آن . و اما ارتباط آتش جهنم و التصاق آن به بدن در اين عالم شبيه ندارد . جميع آتشهاى اين عالم اگر به انسان احاطه كند بيش از احاطهء به سطوح نكند ، ولى آتش جهنم به ظاهر و باطن و به خود مدارك و متعلقات آنها يك نحو احاطه دارد . آن آتش است كه قلب و روح و قوا را مىسوزاند و با آنها يك نحو اتحاد پيدا مىكند كه در اين عالم بىنظير است . پس ، معلوم شد كه موجبات عذاب در اين عالم به هيچ وجه فراهم نيست : نه مواد اينجا لايق قبول ، و نه فاعل حرارت تامّ الفاعلية ، و نه ادراك تام است . آتشى كه جهنم از نفس او بسوزد ما ادراك آن را و تصور آن را نمىتوانيم بكنيم ، مگر آنكه خداى نخواسته جزو متكبران گرديم و اين خلق زشت ناهنجار را اصلاح نكرده از اين عالم منتقل شويم و بالمعاينه آن را ببينيم . فلبئس مثوى المتكبّرين . [ 1 ] فصل در بيان بعضى از موجبات كبر است بدان كه از موجبات تكبر كردن ، به واسطهء آن امورى كه ذكر شد ، يكى كوچكى دماغ و ضعف قابليت و پستى و كم حوصلگى است ، و بالجمله چون ظرفيتش كم است ، به مجرد آنكه يك كمالى در خود مىبيند و يك امتيازى در خود مشاهده مىكند گمان مىكند داراى مقام و مرتبهاى است ، با آنكه اگر با نظر اعتبار و انصاف نظر كند ، به هر رشتهاى كه وارد است و به هر كمالى كه متصف است ، مىفهمد كه آنچه را كه كمال گمان كرده و به آن افتخار و تكبر نموده ، يا اصلا كمال نبوده ، يا اگر بوده در مقابل كمالات ديگران قدر قابلى نداشته ، و بيچاره صورت خود را به سيلى سرخ كرده و استسمن ذا ورم [ 2 ] ، مثلا عارفى كه به واسطهء عرفان خود به سايرين به چشم حقارت نظر كرده تكبر مىكند و « قشرى » و ظاهرى مىگويد ، آيا از معارف الهيه چه دارد جز يك دسته مفهومات كه همه حجاب حقايقاند و سدّ طريق ، و يك مقدار اصطلاحات دلفريب با زرق و برق كه به معارف الهيه ارتباطى ندارد و با
--> [ 1 ] براستى چه بد است جايگاه خود پسندان . » ( نحل - 29 ) . [ 2 ] « ورم كرده را چاق پنداشت . » فرائد الادب . در تاج العروس ( ج 9 ، ص 249 ) در مادهء « سمن » به صورت استسمنت ذا ورم ، آمده است .